ساعت پنج ونیم بعدازظهرروزپنجشنبه دراتاق نشسته بودم که صدای فیرهای تفنکچه وکلاشنکوف به گوشم رسید
کمره وتیپ خودم را گرفته راهی بازارشدم که قضیه ازچه قراراست ،دروسط راه بودم که چند فیردیگرصورت گرفت.
بالاخره نزدیک پوسته امنیتی پولیس شدم که مردم جمع است ،سروصدا ها نیزبلند است.
یکی ازبین مردم می گفت ما خود ما امنیت داریم نیازبه شما نیست
وقتی پیش رفتم دیدم یک پولیس را دکانداران لت وکوب می کرد.
یکی ازشاهدان عینی گفت: «یک موترسایکل درپیش روی پولیس امن ونظم عامه ایستاد کرد وپولیس نظم عامه اورا لت وکوب کرد،
وازهمین جا جنگ شروع شد
کمره وتیپ خودم را گرفته راهی بازارشدم که قضیه ازچه قراراست ،دروسط راه بودم که چند فیردیگرصورت گرفت.
بالاخره نزدیک پوسته امنیتی پولیس شدم که مردم جمع است ،سروصدا ها نیزبلند است.
یکی ازبین مردم می گفت ما خود ما امنیت داریم نیازبه شما نیست
وقتی پیش رفتم دیدم یک پولیس را دکانداران لت وکوب می کرد.
یکی ازشاهدان عینی گفت: «یک موترسایکل درپیش روی پولیس امن ونظم عامه ایستاد کرد وپولیس نظم عامه اورا لت وکوب کرد،
وازهمین جا جنگ شروع شد
گفته شد که مردم به طرف داری ازپولیس بامیان پولیس امن ونظم عامه را لت وکوب کرد اما پولیس امن ونظم عامه نیزبه فیرهای نموده بود که به دکان ها اثابت کرده بود.
پولیس امن ونظم عامه که پنج روزقبل به بامیان آمده هوتل داران نیزازآنان شکایت دارند که گویا پول نان خود را نمی دهند
No comments:
Post a Comment